X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
.::عصرجوان-Asr Javan.:: - جوک های غضنفری
آخرين مطالب

جوک های غضنفری


برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را کلیک کنید.
 
>>>      امتیاز یادتون نره      <<<
جوک های غضنفری
فرق دختر با پسر

دخترا با 1000 آرزو با يه پسري دوست ميشن
پسرا با يه آرزو با 1000 تا دختر دوست ميشن


- به یه نفر مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد ؟
ميگه : قربون جدش برم! آ سد ميلان

- به یکی ميگن : دانشگاه ميري؟
ميگه : اگه بار بخوره همه جا ميريم. دانشگاه ؛ انقلاب ؛ ميدون آزادي.....


- یه آقایی از جلو یک سینما رد میشده یه نگاه به سردرش میکنه و میگه:
این شهر یه سینما داشت اونم شد " خوابگاه دختران"!!!!

به غضنفر ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام ميگيريم‌ خالي ميکنيم!!


- غضنفر رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!



- غضنفر زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!



- غضنفر ميافته تو دره، Game Over ميشه!!



- غضنفر يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!



- غضنفر ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!




- غضنفر پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!



- غضنفر به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!



- غضنفر ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! غضنفر ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده روزه ميزنيم!!!



- غضنفر تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!!




-به غضنفر مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!


- غضنفر مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!


-از غضنفر می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!



- غضنفر باداداشش دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
داداشش هم غيرتی می شه و می گه ( يا پنج تن ) بعد غضنفر رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
غضنفر پا می شه و می گه:
( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )



- غضنفر مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
غضنفر هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!!!



-يه جايي جشن بوده، غضنفر همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!



- غضنفر تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. غضنفر ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!



-تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، غضنفر تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، غضنفر شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!



- غضنفر ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!



- غضنفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
غضنفر ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!



- غضنفر كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!


- غضنفر با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!



- غضنفر ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!



-يه يارو ميره زير غلطك، غضنفر ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. غضنفر ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!



-به غضنفر ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!



-به غضنفر ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!



- غضنفر داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!



-به غضنفر ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!



- غضنفر با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. غضنفر ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!



-يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!



- غضنفر ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!


- غضنفر ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!



-از غضنفر ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم 3mp ش كردن!!



- غضنفر ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!



- غضنفر ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. غضنفر ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!



-به غضنفر ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!




- غضنفر كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!



-تو شهر غضنفر زلزله مياد،‌ غضنفر زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!



- غضنفر دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220



- غضنفر از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، غضنفر ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!



- غضنفر سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!



-از غضنفر ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه:‌ كاشكي ...... پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!



- غضنفر يه بسته هزار تومني ميشمره، 252 تومن كم مياره!!



- غضنفر چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن.
غضنفر ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، غضنفر يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!



- غضنفر جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!



- غضنفر زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. غضنفر ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!



-دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از غضنفر و غضنفر و قلقلی هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو غضنفر آزمايش مي‌كنند،
ميگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد روغضنفر آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!
قلقلی خوشحال ميشه ميگه:‌ خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت قلقلی ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!!!



- غضنفر مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!



- غضنفر ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!


- غضنفر سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟
ت غضنفر ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!!



- غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!



-از غضنفر ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!



-تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 10 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 25 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 50 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌ اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 50 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!


-به غضنفر ميگن: 2 * 2 چند مي شه؟ ميگه: 7 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!



- غضنفر زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!



- غضنفر با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌ واستا!!
پسر غضنفر واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو!!!



- غضنفر ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!



- غضنفر زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!



- غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفر مي گذاره كه: منو فردا ساعت بيدار كن. صبح زنه ساعت از خواب پا ميشه، ‌مي بينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!



- غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!



- غضنفر ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!




- غضنفر ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
غضنفر ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!



- غضنفر بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!



-يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....ا لتي....يدي!!!



- غضنفر دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!



- غضنفر خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!



- غضنفر پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
غضنفر ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!



- غضنفر صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!



- غضنفر ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: تومن. غضنفر يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: تومن. باز غضنفر يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: تومن.
غضنفر دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!



-از غضنفر ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!



- غضنفر با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!



- غضنفر از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!



- غضنفر ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. غضنفر هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!



- غضنفر رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!
غضنفر ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!



-از غضنفر ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!



- غضنفر داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. غضنفر خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف غضنفر ! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!



- غضنفر يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ غضنفر ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!



- غضنفر ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!



-به غضنفر ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ غضنفر ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ غضنفر ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!



- غضنفر داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
غضنفر ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!



- غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
غضنفر ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!



- غضنفر مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!



- غضنفر ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!!




- غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
غضنفر حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!



غضنفر مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!



- غضنفر ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!




-از غضنفر ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!!
__________________
نظر شما
نام شما:
پست الکترونيک:
وب سايت:
کد تایید:
لطفاً پیام های غیر مرتبط با مطلب این صفحه را از قسمت تماس با ما ارسال کنید